|
|
|
|
|
بعد از گذشت یک هفته از شلوغیهای شهرهای مختلف ایران که هنوز هم ادامه دارد، برتنبلی چند ساله غلبه کردم و تصمیم گرفتم بنویسم. درست ۱۲ سال پیش بود، همین حال و هوا ، بر ایران حاکم بود.نشاط میخواندیم و نئشه میشدیم.۲۱ ساله بودم و گوشم بدهکار هیچ نصیحتی نبود . گوش هیچکدام از« ما »، بدهکار نبود. خودمان که تحلیل نداشتیم، چه سیاسی ، چه اجتماعی.طنز« ابراهیم نبوی» را میخواندیم و تئوریهای دلچسب « سعید حجاریان» را داخلِ آشِ داغِ شعارهایِ دگرگونی طلبِ «اکبر گنجی» تیلیت میکردیم و با سرعت نورمی بلعیدیم که در سرِ کلاس ، قبل از رسیدن استاد، و یا در صحن جادوئیِ دانشگاه، همراه با بقیه "همرزمان" نشخوار کنیم.همه از آنچه که بر «ما» گذشت ، آگاهند. همه میدانند که ما با آنهمه شور و شوق،با آنهمه آرزو ، با آنهمه «درک واقعی »! از زمان و مکان، بازیچه شدیم. روزی که در مقابل چشمانم دوستانم را به قصد کُشت ، کتک زدند ؛ و جسم نیمه جانشان را به نقاط نامعلوم ، منتقل کردند؛روزی که بیش از کیلومتر را با پاهای باتوم خورده دویدم که «گیر» نیفتم؛ تازه ، یاد پدرم افتادم که میگفت: پسر جان ! چاقو دسته خودش را نمیبرد! بعد از آن، فرار و دویدن بزرگ ، شروع شد ، مهاجرت، تنها گزینه «معقول»در آن زمان.(که حتماً در آینده بیشتر راجع به آن خواهم نوشت).اکنون که از دور دستها شاهد کارهای عزیزانِ ۱۰ـ۱۲ سال جوانتر از خودم در ایران هستم ، دوست دارم به طریقی ، هر راهی که باشد، به همه شان بگویم : عزیزان! خود را و آینده خود را تباه نکنید چونکه اینان ، چه ناطق نوری یا خاتمی، چه احمدی نژاد یا موسوی، هیچکدام به خواسته های مدنی و حقوق بشریمان ، تره هم خرد نمیکنند. و در نهایت این آقایانِ نشسته در ساحل امن: روی سخنم با آنهائی است که در بهبویه تبلیغاتهای قبل از انتخابات منِ نوعی را به بی تجربگی متهم میکردند و دلیل «باتجربه» بودن خود را «زندگی در تبعید»، به اندازه تمام طول عمر «من نوعی» میدانستند و حتمأ هنوز هم چنین می اندیشندآقایان تبعید کشیده! مگر نه اینکه اساس این حکومت را ، ارعاب، ایجاد خفقان،زندان،شکنجه و در نهایت اعدام تشکیل میدهد؟مگر نه اینکه همین آقای موج سبز جزو کلیدی ترین و مؤثرترین افراد ایجاد خفقان و مدیر اجرائی قتلهای دههء ۶۰ بوده؟ و مگر نسل شما زندگی در تبعید را مدیون همین فرد و یارانش نیستید؟مگر نه اینکه « حفظ نظام از حفظ جان امام زمان واجبتر است»؟ مگر از یاد برده اید استاد و بنیانگزار اصلاحات را؟ ضاهرا" شما ایمان راسخ به تکرار تاریخ دارید و هر لحظه .از این تکرار سرمست می شوید انگار یادتان میرود که تک تک رأیهای ریخته شده در صندوقهای رأی به نام هرکاندید «مصلح» که باشد در فردای انتخابات به نفع کلیت نظام مقدس جمهوری اسلامی مصادره میشود حال ضروری ترین غبار زدایی از ذهن تبعیدی و دموکراسی زده شما عالیجنابان دور از خطا این است که: حضرات! کس وکسانی که برای حفظ قدرت به وضوح دست به «تقلب» و به زعم شماهای نوعی دست در آرای مردم میبرند، مسلما" برای حفظ این مقام دوباره به دستآمده از دست یازیدن به هیچ عمل غیر انسانی روی بر نخواهند تافت اما در خوشبینانه ترین حالت ،حتی اگر مافیای قدرت بعد از ریختن خونهای بسیارحاضر به اجرای دوباره انتخابات شوند، و نماینده سبز شما ( که البته با قاطی شدن رنگ خون ،مایل به بنفش خواهد شد) به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود،: ۲ـ اعتراضات داخلی را کار ارازل و اوباش و اعتراضات شما تبعیدی ها را مزدوری صهیونیسم اعلام خواهد کرد در نهایت اینکه چک ۳۰ سال تبعیدتان را با حمایت از انتخابات و موسوی باطل کردید، مواظب باشید با حمایت و ریختن هیزم در این آتش بر پا شده که قطعا" به نفع رژیم تمام خواهد شد، دستتان به خون جوانان وطن آلوده نشود |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت توسط جهنم سبز
|
|
||